محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4541
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ابن مسيب رفت - كه عامل شيراز بود از جانب ابن عمر - و او را بكشت و اين به سال صد و بيست و هشتم بود . پس از آن محارب به اصفهان رفت . عبد الله بن معاويه را به استخر فرستاد و برادر خويش حسن را بر جبال گماشت . عبد الله برفت و در ديرى در يك ميلى استخر جاى گرفت و برادر خويش يزيد را نيز بر فارس گماشت و آنجا ببود . كسان از بنى هاشم و ديگران سوى وى رفتند و او خراج گرفت و عاملان فرستاد . منصور بن جمهور و سليمان بن هشام بن عبد الملك و شيبان بن حلس شيبانى خارجى نيز با وى بودند . گويد : ابو جعفر ، عبد الله و عبد الله و عيسى پسران على نيز به نزد ابن معاويه رفتند . وقتى يزيد بن عمر بن هبيره به عراق آمد نباتة بن حنظلهء كلابى را به مقابلهء عبد الله بن معاويه فرستاد . سليمان بن حبيب خبر يافت كه ابن هبيره نباته را بر اهواز گماشته و داود بن حاتم را فرستاد كه در كربج دينار اقامت گرفت كه نباته را از اهواز بدارد . نباته بيامد و با وى نبرد كرد . داود كشته شد و سليمان سوى شاپور گريخت كه كردان آنجا بودند و بر شهر تسلط داشتند و مسيح بن حوارى را برون كرده بودند . گويد : سليمان با كردان نبرد كرد و آنها را از شاپور برون راند و خبر بيعت را براى عبد الله بن معاويه نوشت . عبد الرحمان بن يزيد بن مهلب گفت : « با تو وفا نمىكند مىخواهد ترا از خويشتن بدارد و شاپور را بخورد به او بنويس كه اگر راست مىگويد سوى تو آيد . » گويد : عبد الله بن معاويه به سليمان نوشت كه بيامد و به ياران خويش گفت : « با من درآييد و اگر كسى مانعتان شد با وى نبرد كنيد . » پس وارد شد و به ابن معاويه گفت : « من از همه كس نسبت به تو مطيعترم . »